ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
130
مجمع التواريخ ( فارسى )
لواى سلطنت برافراخته اگر چند روزى بسبب ناچارى ظاهرا به او اطاعت نموديم ليكن پيوسته عشق صوفىگرى اين سلسله را در كانون درون خود ثابت و لازم داشتهايم ، بنا بر اينكه بندگان اقدس در سمت آذربايجان و عراق تشريف داشتند و ما غلامان را پيوسته منظور خدمت اين سلسله مىباشد شاهرخ ميرزا را كه از طرف والده بسلسلهء عليه انتساب دارد ترجيح بعادلشاه و ابراهيم شاه داده بسلطنت و بپادشاهى خود قبول نموده ربقهء اطاعت او بدوش نهاده متحمل شده بوديم . نظر به آنكه آرزوى خدمت و غلامى بندگان حضرت را از سالها جمهور اهل ايران در دل داشته و دارند چنانچه از محمد تقى خان شيرازى نادر شاه بمظنهء غلامى حضرت اعلى بد مظنه شده بود گذشت آنچه بر او گذشت و مكرر بآواز بلند باهل ايران خطاب مينمود كه من ميدانم كه شما مردم اخلاص و صوفيگرى سلسلهء صفويه را در دل داشته با من و اولاد من در كمال عداوتيد بعد از تشريف آوردن بندگان شاهى بارض اقدس ما غلامان تفرس نموديم كه شاهرخ ميرزا با وجود قرابت به اين سلسلهء عليه و عدم قابليت ظاهرى در صدد اذيت باولياى دولت برآمده چنانچه بالأخره از ضمير او مبرهن و ظاهر گرديد و حكم بىادبى نسبت به حضرت ظل اللهى نمود . ما غلامان متحمل اين حكم نگرديده خلع او را اسلم شقوق شمرده خود را فدائىوار نثار سم ابلق چرخ رفتار بندگان گردانيده مستغيث علو ترفيه حال خود شده مستدعى تكفل مهام دارائى و جهان پناهى اعليحضرت گرديديم . چنانچه بندگان بطريق اجداد عالى مقام خود ترحم به حال سكنه و عجزهء ايران نموده بر وسادهء موروثى و اجدادى خود قرار گرفتند در اين صورت صحيح بودن شاه رخ ميرزا كه الحال اعدا عدو ما غلامان شده است از طريق حزم و احتياط و عقل بعيد بود لذا جسارت به اين بىادبى نموديم ، هر گاه مرضى اقدس باشد حكم بقتل ما فدويان خود بدولت فرمايند اگر بپدرى حكم قتل پسر و بپسرى حكم قتل پدر فرمايند هر آينه از اطاعت و بجا آوردن خدمت تجاوز نخواهيم نمود . بعد از استماع اين عرايض ارشاد چنين شد كه در طريقهء انيقهء شرع شريف نبوى